ADABIYATİ TÜRKIYE: Attilá İlhan

Wednesday, November 30, 2005

Attilá İlhan

ادبيات ترکيه / فارسی : ياشار احد صارمی


آتيلا ایلهان . تولد :۱۹۲۵- وفات : ۲۰۰۵






تو زن سفيدی


در دورها آن مست و کيفور يگانه منم عزيزم
من که لب به شراب نزده‌ام
حتی قطره‌ای
سفيدی نان را می‌فهمم عزيزم
سياهی زيتون را.
آن مست و يکی شنگول منم در دورها
مستی تهوع آورم
تهی دستی‌های من عزيزم


نگاهم نکنی حتی
چشمانت را به باران هم بيندازی
هر چقدر هم نگاه از چشم من بدزدی
آن قدر روشنايی‌ات در آسمان من باز می‌شود
در خواب‌هايم گرمای نفس‌هايت آن قدر
آخر چه شبی تو نيستی که در خانه‌ام را نمی‌زنی ؟
مگر تو خود نيستی که مثل جرقه اي می نشينی روی مردمک‌هايم عزيزيم
هر شبي که نااميد می‌شوم ؟ ها ؟
مگر بادهای تو اين خسته‌گی نفس تنگ مرا نمی‌برند از من ؟
بيرون تهی دستی وقتی که با سر به زمين مي خورم
مگر دستهای مرا سفت و تنگ نمی‌فشرند مهربانی های تو ها ؟


من اين ماشين بافندگی را به خاطر تو اين جا گذاشته‌ام
به خاطر تو اين نقش‌های کرکی را می‌بافم من
ليزاندن ماهی را از سبزی دريا
از آبی آسمان پرنده‌ای را که دزديدم
برای تو بود
همه‌ آن فلسفه‌ خواندن‌های من
نيمه‌ شب‌ها‌ کتاب‌های اقتصاد را که خواندم
با گلويی خشک، با درونی پر همهمه و نگران
بيت‌های گرم يونس امره را اگر خواندم
برای تو خواندم عزيز دل من هر نيمه شب !


تو زنی سفيدی
آن چشم‌های دور تو از فکرم نمی‌روند
تو زنی سفيدی
در آن دور که گوش به تاريکی‌ها سپرده‌ای
صدای پيچک‌ها را می شنوی ؟
آن سر خسته‌ات را عزيزم
روی بالش سرمازده ات ‌ می‌گذاری‌؟‌
می خوابی عزيزم ؟



0 Comments:

Post a Comment

<< Home