Seyfullah FATİH
شعر : فاتح سيف الله
فارسی : ی.ا. صارمی
مشعل قصه ها خاموش و خاکستر شد
در کوه های یالقوز و تنها!
عشق دهکده ایست گمنام
آتش شوقمان خاموش شده دیگر شب است عزیزم !
ما را باش که با این گلهای مصنوعی به ساز عشق گوش دادیم این همه عمر
آتش شوقمان خاموش شده دیگر شب است عزیزم !
ما را باش که با این گلهای مصنوعی به ساز عشق گوش دادیم این همه عمر
ما را باش که چه سگ دویی ها زدیم در آن راههای واهی نفس کم آوردیم.
از یاد برديم روانمان را در هزارتوهای معاصر
خط ها را حذف کردیم
افق ها را تنگتر ...
و دفن شان کردیم رویاهای سفید را در گوری تنگ
ترانه بهار را دستی دستی سپردیم به دست طوفان ها ...
چشم صبرمان کور شد از نگرانیهای بیدم و اشکم
از شانه های پینه نبستهمان عشق به زمین افتاد
بگو عزیزم وقتی که شاهینها پرندههای مهاجر را شکار می کنند
ما را چه چیزی پاک می کند ؟
کدام نگرانی های عمیق ...
از یاد برديم روانمان را در هزارتوهای معاصر
خط ها را حذف کردیم
افق ها را تنگتر ...
و دفن شان کردیم رویاهای سفید را در گوری تنگ
ترانه بهار را دستی دستی سپردیم به دست طوفان ها ...
چشم صبرمان کور شد از نگرانیهای بیدم و اشکم
از شانه های پینه نبستهمان عشق به زمین افتاد
بگو عزیزم وقتی که شاهینها پرندههای مهاجر را شکار می کنند
ما را چه چیزی پاک می کند ؟
کدام نگرانی های عمیق ...
مشعل قصه ها خاموش و خاکستر شد
تکه تکه شد زبانمان از حرفهای کهنه
نگاه کن جمله ها را همه حالا دستها بالا اسیرند
رام شدهاند عزیزم
بی شعر
تکه تکه شد زبانمان از حرفهای کهنه
نگاه کن جمله ها را همه حالا دستها بالا اسیرند
رام شدهاند عزیزم
بی شعر
بی مرام و گیج راه می رویم در صداهای آشنا ..
1999
1999

2 Comments:
sevgili Yaşar Ahad sarami beni ara,seyfullah fatih e-mail: seyfullahayvali.tire@gmail.com
sevgili Yaşar Ahad sarami beni ara seyfullahayvali.tire@gmail.com
Post a Comment
<< Home