Özdemir Asaf

اؤزدهمیر آصف
فارسی: یاشار احد صارمی
_____________________
ترجمهی دومی
وا کن درایِ شهری را که توش زندگی میکنی
آخه تموم نمیشن حرفایی که می خواهم بهت بگم
لحظههایی که از عمرم این همه سال دزدیدم با اسم تو گره خورده
میگم وا کن درایِ شهرتو که تو توش زندگی میکنی
اونجا تنگ شه دلمون واسه شهرای دیگه
آخه من و تو دیگه سیر نمیشیم با این خونهها
با این کوچه پس کوچهها
با این میدونا.ه
ترجمهی اولی و چهارگوش
درهای شهری را که تو در آن زندگی میکنی برایم باز کن
حرفهایی که با تو دارم با گفتن تمام نمیشود
با نام تو گره خورد این همه سال زمانهایی که از زندگی خودم دزدیدم
درهای شهرت را برایم باز کن
آنجا با هم دلمان لک بزند برای شهرهای دیگر
ما دیگر سیر نمیشویم با اینخانهها،ه
با این کوچهها،ه
با این میدانها
n
دو ترجمهی مختلف همین شعر از دو مترجم دیگر در سایت ماوی استانبول
Labels: Özdemir Asaf, P O E S I A, Tentation, Turkish Literature

0 Comments:
Post a Comment
<< Home